[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی کویر دانش
اکنون چون نظام بودجهريزي عملياتي نداريم، تخصيص بودجهمان به بيعدالتي، تبعيض و نابرابري دامن ميزند؛ نقاطي كه زور و قوت بيشتري دارند بودجه بيشتري را به خود تعلق ميدهند و مناطق كمبرخوردار دور از مركز، بودجه كمتري دريافت ميكنند. سيد محمد بطحايي، وزير اسبق آموزش و پرورش در واكنش به پيشبيني بهكارگيري معلمان بازنشسته در لايحه بودجه ۱۴۰۴ به ايلنا او گفت: بهكارگيري بازنشستگان در آموزش و پرورش مسبوق به سابقه بوده، اما دولت براي اينكه شكل قانوني اين نوشته را حل كند آن را در قالب تبصرهاي در لايحه بودجه ارايه كرده است. به نظر من با دقت به مسائل و مشكلاتي كه آموزش و پرورش از حيث كميت نيروي انساني دارد تا زمانيكه انشاءالله در سالهاي آينده بتواند بهتدريج از طريق دانشگاه فرهنگيان اين كمبود را رفع كند، اين يكي از بهترين تصميمهايي است كه ميتواند در كوتاهزمان مشكلات آموزش و پرورش را كاهش دهد، یقیناً اگر مجلس نيز همكاري كند و اين لايحه را به تصويب رساند. او تصريح كرد: یقیناً حتما همكاران من در آموزش و پرورش به اين دقت دارند كه بهكارگيري از ميان نيروهاي بازنشسته، از ميان آن دسته از نيروهايي باشد كه اولا توانايي جسمي و آمادگيهاي ملزوم را داشته باشند، ثانيا اين افراد در رشتهها و محلهايي به كار گرفته شوند كه با كمبود نيروي انساني روبه رو می باشند و قطعا آموزش و پرورش در مناطقي كه نيروي رسمي شاغل حاضر باشد از اين ظرفيت منفعت گیری نخواهد كرد. اگر با اين مدل به اجرا دربيايد -كه حتما اينطور خواهد می بود- نه تنها كيفيت كاهش پيدا نميكند، بلكه به نظر من ميتواند در كوتاهزمان مشكلات كيفيت آموزش را در مدارسي كه با كمبود نيرو روبه رو می باشند، رفع كند.
بهكارگيري معلم بازنشسته بهتر از كلاس خالي است
بطحايي در جواب به اين سوال كه آيا بهتر نيست اين كمبود با نيروهاي تازهنفس و پذيرفتهشدگان چندبرابر ظرفيت آزمون استخدامي پر بشود، توضيح داد: همان گونه كه اشاره كردم، اين بهكارگيري در مناطقي صورت ميگيرد كه نيروي شاغل آمادهبهكار دراختيار نداريم؛ يعني كلاس يا خالي است يا بايد از نيروهاي بدون توانایی و آموزشنديده منفعت گیری كنند. در اين شرايط منفعت گیری از بازنشستگان با رعايت همه شرايط اعم از تواناييهاي جسمي، آمادگيهاي ذهني و صبر و حوصله قطعا به خالي گذاشتن كلاس يا منفعت گیری از افراد بدون توانايي و آمادگي ارجح است. او در ادامه گفت: نكته ديگر اين است كه حالت مطلوب و مورد ترجيح ما به كار گرفتن نيروهايي است كه دورههاي آموزشي ملزوم را در دانشگاه فرهنگيان طي كرده باشند؛ اما اكنون كه در حالت اورژانسي قرار داريم چه بايد كرد؟ يعني اگر الان ظرفيت دانشگاه فرهنگيان و پذيرش دانشجومعلمان را بخواهند افزايش دهند و قدري از سختگيريها بكاهند تا علاقهمندان با سختگيري كمتري به خدمت آموزش و پرورش درآيند، محصول آن حداقل سه يا چهار سال سپس به دست ميآيد، بنابراين ما نميتوانيم اين سه تا چهار سال را تحمل كنيم و كلاسها را خالي بگذاريم يا خداي ناكرده از كساني كه شايستگي معلمي ندارند منفعت گیری كنيم تا زماني كه كمبودمان از طريق دانشگاه فرهنگيان رفع بشود.
كاهش كيفيت آموزش فقط
به كمبود بودجه مربوط نيست
بطحايي در رابطه انتساب همه مشكلات آموزشي به كمبود بودجه اظهار كرد: نميتوان همه مشكلات را به گردن كمبود بودجه انداخت، اما قطعا سهم عمدهاي از برنامههاي تحولي منوط به تامين بودجه است. گاهي بودجه بهطور مستقيم بر كاهش كيفيت تاثيرگذار است؛ همانند وقتي كه شما به تجهيزات و فناوريهاي جديد در مدارس نياز داريد كه بايد مستقيما با تامين اعتبار و بودجه آنها را تامين كنيد و درصورت كمبود يا نبوده است بودجه مجبوريد از آن فناوري صرفنظر كنيد. در موارد عديدهاي نيز بودجه بهصورت غيرمستقيم علتكاهش كيفيت ميبشود؛ همانند زماني كه بودجه ملزوم را براي ارتقاي شايستگيهاي معلمان در اختيار نداشته باشيد و نتوانيد با راه حلها و تكنيكهاي مديريت منبع های انساني، نيروي انساني را از لحاظ شايستگيها ارتقا دهيد.
نميتوان آموزش و پرورش را با كسري بودجه اداره كرد
وزير آموزش و پرورش دولت دوازدهم، درمورد ربط ماجرايي همانند واداشتن مادر يك دانشآموز به نظافت مدرسه به دليل ناتواني در پرداخت شهريه در شهر قدس به كمبود بودجه بيان كرد: در اينجا بايد به دو نكته اشاره كرد؛ اولا وقتي شما نظام گستردهاي همانند آموزش و پرورش را با كسري بودجه اداره ميكنيد و سرانهاي را كه مدير مدرسه براي اجراي امور جاري مدرسهاش نياز دارد دراختيار او قرار نميدهيد، حتما بايد چشم به راه ابراز چنين تخلفاتي باشيد. سخن من در تاييد اين كار بسيار قبيح نيست و تعبير بر تاييد آن حرکت نشود، ولي وقتي يك مدير مدرسه سرانه ملزوم را براي تامين برای مثال سوخت مدرسه يا تعمير در و پنجره و شيشه و كلاسها را دراختيار نداشته باشد، متاسفانه در مواقعي چنين تخلفاتي اتفاق ميافتد. بنابراين قدم اول اين است كه دولت لااقل هزينههاي جاري مدرسه را در اندازهاي كه بتواند امورات خود را بگذارند، دراختيار آن بگذارد تا بهانه براي افرادي نظير آن مدير باقي نماند تا بهخاطر نداشتن خدمتگزار با پيشنهادي بسيار سخيف و زننده از ولي دانشآموز بخواهد تا كف كلاسها را جارو بكشد.
دسته بندی مطالب
[ad_2]