>> تحلیل تفاوت قیمت مسکن در تهران و آمریکا چرا خرید خانه در ایران ۲۰ برابر سختتر شده است؟ >> بررسیهای میدانی و گزارشهای اقتصادی نشان میدهد که قیمت مسکن در ایران، بهویژه در کلانشهر تهران، یکی از اصلیترین دلایل رکود بازار و کاهش قدرت خرید خانوارها محسوب میشود. این موضوع در مقایسه با اقتصادهای بزرگ جهانی مانند ایالات متحده، ابعاد نگرانکنندهای به خود میگیرد.
مقایسه قیمت متری تهران در برابر شهرهای آمریکا بر اساس آمارهای بهدستآمده از بازار، میانگین قیمت یک واحد مسکونی ۱۰۰ متری در مناطق ۱ تا ۳ تهران به حدود ۲۵ میلیارد تومان میرسد. اگر این مبلغ را بر اساس نرخ فعلی دلار به ارز آمریکا تبدیل کنیم، قدرت خرید آن در بازار مسکن آمریکا شگفتانگیز است.
میانگین قیمت خانه در سطح کل آمریکا حدود ۳۵۵ هزار دلار برآورد شده است؛ این در حالی است که در بسیاری از شهرهای ساحلی و ایالتهای مختلف، قیمت واحدهای مسکونی در بازه ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار دلار متغیر است. در نتیجه، با فروش یک آپارتمان در مناطق پرمهر تهران، میتوان حتی چند واحد مسکونی در مناطق مختلف آمریکا را خریداری کرد. مطالعه موردی نیویورک در برابر تهران مقایسه دقیقتر در سطح شهرهای جهانی نیز واقعیتهای سخت را آشکار میکند.
در برخی موارد، ارزش یک واحد ۱۰۰ متری در نقاط خاص تهران، از قیمت خانههای با متراژ ۲ تا ۳ برابر در مناطق خوب شهر نیویورک (مانند برانکس) فراتر میرود. این پدیده نشاندهنده قیمتگذاری ناهمسو و حبابی در بازار مسکن ایران نسبت به معیارهای جهانی است. شوک قدرت خرید ۴ سال کار در آمریکا در برابر ۳۰ سال در ایران نکته حیاتیتر از قیمت مطلق مسکن، نسبت آن به درآمد مردم است.
اینجا است که شکاف طبقاتی و اقتصادی به اوج خود میرسد وضعیت در آمریکا میانگین درآمد سالانه یک کارگر حدود ۷۵ هزار دلار است. با فرض پسانداز کامل درآمد (بدون هزینه زندگی)، یک کارگر آمریکایی در عرض ۳ تا ۴ سال میتواند یک خانه خریداری کند. وضعیت در ایران میانگین درآمد سالانه یک کارگر حدود ۱۵۰ میلیون تومان برآورد میشود.
با قیمت فعلی مسکن در تهران، همان کارگر نیاز به ۲۰ تا ۳۰ سال کار بیوقفه و بدون هیچ هزینهای دارد تا به یک واحد مسکونی برسد؛ این محاسبه حتی نرخ تورم و فرسودگی سالانه قدرت خرید را نیز در نظر نگرفته است. چالش پیش رو برای سیاستگذاران این دادهها دلیلی بروندد بر ضرورت اصلاحات ساختاری در بخش مسکن.
وزارت راه و شهرسازی و دستگاههای تصمیمگیرنده در دولت موظفاند با دقت به نوسانات نرخ ارز، تورم و تورمزایی، راهکارهایی تدوین کنند که فاصله بین درآمد واقعی مردم و قیمت مسکن را کاهش دهد. بدون مداخلههای موثر در سمت عرضه، حمایت از قشرهای کمدرآمد و کنترل قیمتگذاری غیرمنطقی، دسترسی به مسکن برای اکثریت جامعه ایرانی همچنان یک رویای دورخواه باقی خواهد ماند.
>>