راهکارهای فراتر از انتقال پایتخت راهحلهای پایدار برای نجات تهران از بحرانهای محیطی و مدیریتی, موضوع انتقال پایتخت از تهران در طول دهههای اخیر و در دولتهای متعاقب، همواره یکی از چالشبرانگیزترین مباحث مدیریت کلان کشور بوده است.
از طرح انتقال مرکز سیاسی-اداری در دولت نهم و دهم، تا تأکید بر مدیریت مشکلات داخلی تهران در دولت یازدهم، و بررسی تقسیم استان تهران در دولت سیزدهم، هیچکدام از این رویکردها به نتیجه عملیاتی نرسیدند.
چالشهای زیستمحیطی و اقلیمی گزینه مکرانی حسین مرادی، عضو هیات علمی گروه زیستمحیط دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، در گفتگو با خبرآنلاین بر حساسیت بالا سواحل مکرانی نسبت به تغییرات اقلیمی تأکید کرده است. او معتقد است این منطقه نه تنها با خطر بالا آمدن سطح آب دریای عمان مواجه است، بلکه افزایش دما و کاهش بارندگی نیز شرایط را برای سکونت گسترده و فعالیتهای اداری نامناسب کرده است.
فرسایش سواحل و تهدید زیرساختها ساحل مکرانی به دلیل ساختار پرتگاهی، عمودی و جنس رسوبی، در برابر فرسایش ناشی از بالا آمدن آب دریا بسیار آسیبپذیر است.
خطر غبار و ریزگردهای جدید مرادی به پدیدهای مهمتر از بالا آمدن آب اشاره میکند گسترش مراکز ریزگرد در شمال شرق چابهار، دشتهای اطراف و تالاب جازموریان. خشک شدن رودخانههایی چون سرباز و کاهش بارندگی، این مناطق را به منابع فعال غبار تبدیل کرده که بر سلامت و اقتصاد منطقه تأثیر منفی میگذارند. پیشبینیها حاکی از گسترش این مراکز در سالهای آتی است.
زیرآب رفتن ریسک پنهان مطالعات علمی، از جمله مقالهای منتشرشده در سال ۱۴۰۰ در فصلنامه زیستمحیط طبیعی، احتمال زیرآب رفتن سواحل مکرانی را در سناریوهای تغییر اقلیم تایید کردهاند. این پدیده با کمبود منابع آبی و افزایش دما همافزایی میکند و تحمل اکوسیستم را به حد بحرانی میرساند. انتقاد از رویکرد شهرسازی و غفلت از پتانسیلهای تاریخی حسین آخانی، اکولوژیست و استاد دانشگاه تهران، نگاه انتقادی به فلسفه مدیریت شهری در ایران دارد.
او بیان میکند که در نیم قرن اخیر، با وجود اوجگیری مدرنیته و شهرنشینی، نتوانستهایم حتی یک شهر جدید و قابل سکونت بسازیم. در مقابل، شهرهای تاریخی و پایتخت سابقی چون شیراز، اصفهان و ری که ثروت طبیعی و فرهنگی داشتند، به دلیل مدیریت نادرست به فلاکت رفتهاند. آخانی با مثالهای عینی مثل سیلهای مخرب شیراز و خشک شدن زایندهرود، نشان میدهد که تخریب منابع طبیعی، زیانهای جبرانناپذیری است که هیچ دشمن خارجی نتوانسته به آن دستان بزند.
او اراک را نیز به عنوان شهر خود و یکی از گزینههای پیشین انتقال پایتخت معرفی میکند و با استناد به آمار توقف جمعیت، نتیجه میگیرد که تمرکز بیرویه بر یک شهر، پتانسیلهای کلان کشور را نابود کرده است. تقسیم قدرت و فدرالیسم راهحل ساختاری به جای جابجایی جغرافیایی استاد آخانی راهحل اصلی را در تقسیم ساختار سیاسی و اجرای مدلهای فدرالیسم میداند، الگویی که در آلمان، آمریکا و امارات متحده عربی شاهد آن هستیم.
ایران کشوری پهنهواسع با تنوع قومی بالا است. اداره فدرال وابستگی به پایتخت را به حداقل میرساند، بار مدیریت را از دوش دولت مرکزی برمیدارد و امور را به مردم بومی واگذار میکند. این رویکرد نه تنها ترافیک، آلودگی و مشکلات زیرساختی تهران را ریشهکن میکند، بلکه مانع از تمرکز ثروت و قدرت در یک نقطه جغرافیایی شده و زمینهدار امنیت ملی و حفظ اکوسیستمها میگردد.
دولت مرکزی میتواند بر سیاستهای کلان، دفاع و سیاست خارجی تمرکز کند و مدیریت امور محلی را به واحدهای کوچکتر و کارآمدتر بسپارد. نتیجهگیری مدیریت غیرمتمرکز، کلید نجات تهران بررسیهای علمی و تجربی ثابت میکند که جابجایی پایتخت بدون اصلاح ساختار قدرت، تنها انتقال بحران به نقطهای دیگر خواهد بود. مکرانی با تمام پتانسیلها، برای بار اداری کلان کشور از نظر اقلیمی و زیستمحیطی مستعد نیست.
راهحل پایدار، تقویت مدیریت محلی، توزیع عادلانه امکانات و اجرای اصل تفکیک قدرت است تا تهران از گرداب بحرانهای محیطی و شهری رها شود و کل کشور از پتانسیلهای توزیع شده بهرهمند گردد.