[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی کویر دانش
کد خبر: 268612
تاریخ انتشار کردن: سه شنبه 20 شهريور 1403 – 09:24
به نقل از بهداشت نیوز، اهمیت طراحی ماشین هیچ زمان زیر سئوال نمیرود و یکی از با اهمیت ترین قدمهایی است که یک خودروساز باید در فرایند ساخت ماشین در نظر بگیرد. اهمیت این قسمت از خودروسازی به قدری بالاست که میتواند آینده بازار یک برند خودروساز را تعیین کند.
خودروسازان ایرانی از وقتی که خودشان مرکز طراحی جدا گانه داشته و توانایی ایدهپردازی داشتند، همیشه محصولاتشان را به شکلی ساده و فارغ از شلوغکاری طراحی میکردند. در این مقاله تمرکز ما زیاد تر بر شرکت خودروسازی ایرانماشین است. برخی از محصولات ایرانماشین همانند سمند و رانا از جمله خودروهایی بودند که با اراعه یک طراحی معمولی و ساده، از نظر ظاهری برای مشتریان و خریداران قابل قبول بودند که با طبیعت یک خودروی اقتصادی همخوانی داشت.
اما در سالهای سپس، با معارفه محصولی به نام دنا و انجام فیسلیفتهای گوناگون بر روی آن، علاقه ایرانماشین به تحول و بهبود طراحی محصولاتش نمایان شد. دنا و مشتقاتش تلاش بر این داشتند که در کنار نگه داری کردن نقش خود به گفتن یک خودروی اقتصادی، چهرهای فراتر از یک خودروی ساده و معمولی داشته باشند.
اما در نهایت با وجود خودروسازان مهمی همانند پژو و جا ماندن رد پای این همکاری، محصول جدیدی به نام تارا به میدان آمد. تارا بیانگر زبان طراحی تازه محصولات ایرانماشین می بود و تلاش بر این داشت تا چهرهای تازه از این شرکت را به همگان نشان دهد. به تازگی محصول فرد دیگر به نام ریرا به سبد محصولات این شرکت اضافه شده که مجددا یک زبان طراحی تازه را به مخاطبان مشخص می کند. به همین بهانه تصمیم داریم تا زبان طراحی دو محصول تازه یعنی تارا و ریرا را به شکلی دقیقتر بازدید کنیم.
تارا
قبل از معارفه تارا، قرار می بود این روالِ معارفه خودروهای تازه ایرانماشین با همکاری گروه PSA (شرکت سهامی عام پژو) و این چنین شرکت بزرگِ طراحی پینینفارینا شدت بگیرد. در کنار این افزایش شدت، قرار می بود کیفیت محصولات هم بالا برود. اما با اتفاقاتی همانند اعمال مجدد تحریمها و رفتن این شرکتها از ایران، این عمل های متوقف شدند. تنها چیزی که از این همکاریها باقی ماند، پلتفرم PF۱ پژو سیتروئن می بود. این پلتفرم که در محصولاتی همانند پژو ۳۰۱، پژو ۲۰۰۸، نسل اول پژو ۲۰۸ و سیتروئن سی-الیزه به کار رفته می بود، با اعمال تغییراتی در طراحی و زیرساخت، توسط ایرانماشین برای تارا منفعت گیری شد.
ایرانماشین با منفعت گیری از پلتفرم بدست آمده از همکاری با پژو، باید یک طراحی تازه و بهروز را اراعه میداد و از این جهت که یک پلتفرم نسبتا تازه در اختیار داشت، دستش برای اراعه چهرهای تازه بازتر می بود. در نمای جلویی، ایرانماشین هم چنان به چراغهای کشیدهای که در محصولات دیگر به کار میبرد، وفادار می بود. چراغهای جلوی تارا کشیده و در عین حال زاویهدار طراحی شده و به شکل مساعد به جلوپنجره مستطیلی متصل شده است.

جلوپنجره در نسخههای دندهای و اتوماتیک متفاوت است. در نسخهی دندهای، جلوپنجره به شکل خطی و در نسخهی اتوماتیک، به شکل برجسته و مشبک طراحی شده است. کاپوت تارا دارای خطوطی کشیده است که تلاش دارند چهرهای عضلانیتر را به تارا بدهند.
تکه پایینی سپر جلو، متشکل از خطوط صاف و شکسته است. برخلاف دنا پلاس، چراغ دی-لایت جدا گانه از چراغهای مهم طراحی شده و موقعیتی همسو با چراغهای مهم دارد. یقیناً شیب بسیاری که در طراحی این چراغ به کار رفته، امکان پذیر مقداری ناهماهنگ با شکستگی چراغهای مهم و این چنین جلوپنجره به نظر برسد.
طراحان تارا تلاش کردهاند ماشین را به شکلی طراحی کنند که اقتصادی نمود نکند، اما این تلاش در قسمت هایی از ماشین اصلا نتیجه قسمت نبوده است. برای مثال، در تکه جلویی، چراغهای جلو از لنز یا عدسی منفعت گیری نمیکنند و هم چنان سبک طراحیِ قدیمیِ چراغها در این ماشین دیده میبشود؛ این در حالی است که خودروی ارزانتری همانند دنا پلاس، چراغهای گسترش یافتهتری نسبت به این ماشین دارد.
نمای بغل تارا طبیعتا باید یادآور پژو ۳۰۱ باشد؛ تنها تفاوتی که بین این دو ماشین در این تکه وجود دارد، خطوط طراحی آن است. در این تکه از تارا، دو خط کشیده یکی در بالا و فرد دیگر در پایین ماشین دیده میبشود که با این حجمدهی، تلاش در این داشتهاند که ماشین دلنشینتر به نظر برسد.

نمای پشتی ماشین در کل جنجالی و حاشیهبرانگیز ظاهر شده است؛ چراغهای متصل به طور کلی در خودروهای عریضتر و غیراقتصادی به کار میروال، اما برخلاف انتظار این نوع چراغها در تارا نیز دیده میبشود. از هر طرف که به این تکه نگاه میکنیم، نمیبشود بگوییم که این سبک طراحی به تارا مینشیند. در خودروهای سدانی که از این نوع چراغ در نمای عقب منفعت میبرند (به جز برخی فستبکها و لیفتبکها)، طبق معمول این چراغ در تکه مرکزی و حتی پایینتر قرار میگیرند. اما در تارا، این چراغ در بیشترین تکه قرار گرفته که در کنار این که در تکههای پایینی، هیچ چیز فرد دیگر برای جذابیت وجود ندارد، علناً زیبایی خود را از دست میدهد.

گرافیک جاریِ این چراغ، به حرف هایی طراح این ماشین از شیشههای برج میلاد الهام گرفته شده است. طبق معمول در این چراغها از خطوط الایدی منفعت گیری میکنند که به علت این که ایران ماشین از این خطوط منفعت گیری نکرده می بود، در زمان شب، نور بسیاری از این چراغ ساطع میشد که در ترافیکها امکان پذیر مقداریآزار دهنده باشد. یقیناً خوشبختانه در نسخههای تازه و فولآپشنتر تارا، ناظر منفعت گیری از چراغهایی با گرافیک دلنشینتر هستیم.

کابین تارا به جز برخی تغییرات، کاملا شبیه با پژو ۳۰۱ است. طراحی داخلی ماشین کاملا اقتصادی و به دور از هرگونه زرق و برق است. در نسخهی دندهای از پلاستیک مات زیاد تر منفعت گیری شده و در نسخه اتوماتیک، از پلاستیک براق هم منفعت گیری شده است. یکی از نقاط ضعف تارا در او گفت و گو کیفیت کابین، منفعت گیری از پلاستیک سفت و خشک در اکثر فضای کابین است. اشتباهات ساده و خندهداری همانند قرارگیری دکمهی قفل دربها و فلاشر در دورترین جا برای راننده، در طراحی کابین ماشین دیده خواهد شد.
ریرا

ریرا یا پروژه K۱۲۵، بر مبنای غالب بدنه نسل دوم پژو ۲۰۰۸ ساخته و طراحی شده است. پژو ۲۰۰۸ فقط در نسل اول در بازار ایران وجود داشت، اما این که ایرانماشین چطور از نسل دوم آن که هیچزمان داخل ایران نشد، برای طراحی ریرا منفعت گیری کرده، خود جای سوال است.

به غیر از جلوپنجره ماشین که شباهت مقداری با تارا دارد، بقیه تکههای ریرا هیچ شباهتی با دیگر محصولات ایرانماشین ندارد. برخی از تکههای ریرا با نگاهی به دیگر خودروها طراحی شده است. در نمای جلویی ریرا، از سبک طراحی دو چراغ منفعت گیری شده که به شکل راحتی یادآور محصولات هیوندای همانند کونا و سانتافه است. دی لایت ماشین با گرافیک ۳ تایی، در بالای چراغ مهم با لامپ هالوژنی قرار گرفته است. مجددا همانند تارا، این که در گرانترین خودروی ملی از سبک کاسه چراغ زیاد قدیمی با لامپ هالوژنی منفعت گیری میبشود، زیاد جای انتقاد است. چراغهای مهم با جلوپنجره تلفیق شده و در کل دماغه ماشین را راه اندازی خواهند داد. گرافیک جلوپنجره از طراحی نسبتاً خوبی منفعت میبرد.

نمای کناری در کل از طراحی سادهای برخوردار بوده و طبیعتا به شدت یادآور نسل تازه پژو ۲۰۰۸ است. بزرگترین ایرادی که میتوان به این قسمت گرفت، رینگهای ساده و فاقد جذابیت آن است. این رینگها هیچ ارتباطی با طراحی تند و تیز و پر زرق و برق ریرا نداشته و یک ضعف محسوب میبشود. امیدواریم که در آینده طراحی بهتری برای این رینگها در نظر گرفته بشود. مسئله دیگر در نمای جانبی ریرا فاصله قسمت پشتی ماشین از زمین بوده که تناسب خوبی را تشکیل نکرده است، بهخصوص این که پژو ۲۰۰۸ از تناسبات بهتری نسبت به این ماشین منفعتمند است.

نمای پشتی ریرا که انتظار میرفت همانند تارا از چراغ متصل منفعت گیری کند، از یک چراغ کاملاً جدا از هم و نسبتاً اسپرت منفعت گیری کرده است. این چراغها درون یک قاب مشکیرنگ قرار دارند که خطوط اطراف آن امکان پذیر مقداری آزاردهنده باشد. دیفیوزر ماشین که به مطرح اگزوز فیک نیز تجهیزشده، ساده و اسپرت به نظر میرسد. طراحان ریرا به طور کلی در این قسمت ضعیف عمل کردند و نتوانستند به خوبی طراحی نمای جلویی عمل کنند. در این قسمت، به نظر میرسد که ریرا عقبتر از رقیب فرانسوی خود یعنی پژو ۲۰۰۸ قرار گیرد.

اما داخل قسمت کابین میشویم؛ از حق نگذریم اگر کیفیت متریال داخلی را فاکتور بگیریم، طراحان ایرانی در این قسمت همه تلاش خود را کردند تا یک کابین قشنگ را خلق کنند. منفعت گیری از دو نمایشگر در کنار هم، دستهدنده خلبانی، فرمان دو پره و D کات و نورپردازی داخلی، شگفتی تعداد بسیاری از ما را برانگیخت، چرا که این امکانات در یک خودروی داخلی و ملی وجود دارند. علاوهبر آن، ریرا در سگمنت کراساوورهای جمعوجور قرار میگیرد و دیدن این مقدار از طراحی پر زرق و برق در این ماشین شگفت و در عین حال دلنشین به نظر میرسد.
در کل، جسارت ایرانماشین در طراحی محصولات تازه قابلدقت است. باید دید که در آینده قرار است از چه عناصر طراحی فرد دیگر منفعت گیری بشود.
شما بگویید؛ آیا با طراحی تازه محصولات ایرانماشین موافق هستید یا خیر؟ این خودروساز از نظر طراحی چه مقدار به عناصر حاکم بر طراحی ماشین در دنیا نزدیک است؟ ایرادات و جذابیتهای این نوع طراحی به نظر شما کداماند؟
منبع: خبرآنلاین
دسته بندی مطالب
[ad_2]