پاكبانان و نارضايتي از شرايط حاكم بر كار و معيشت

پاكبانان و نارضايتي از شرايط حاكم بر كار و معيشت_کویر دانش

[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی کویر دانش

پاكبانان شهرداري تهران كه ماهانه ۱۲ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان دريافت مي‌كنند، مي‌گويند اگرچه برخي از روزها بايد اضافه كاري كنند و يا سریعتر از ساعت كاري، كارشان را اغاز كنند، اما بابت آن پولي دريافت نمي‌كنند و از طرفي يكي از مهم‌ترين مشكلات‌شان عدم پرداخت حق بيمه از سوي پيمانكاران نيز هست.

 

اضافه كار به ما نمي‌دهند

يكي از اين پاكبانان به ايلنا مي‌گويد: اضافه كار به ما نمي‌دهند. ما در همه روزهاي ماه سركار هستيم، یقیناً انها گفتند دو روز مرخصي داريم، اما نمي‌دهند. شب عيد از ساعت ۴ صبح مي‌آمديم تا ۴ بعدازظهر در واقع ۱۰ الي ۱۲ روز اين‌طوري آمديم، انها گفتند ۲ تومان اضافه كار مي‌دهند كه ندادند.

رضا مي‌افزايد كه از ساعت ۸ صبح تا ۴ عصر هر روز كار مي‌كند و فقط ۱۲ ميليون و ۵۰۰ هزار تومان بابت آن حقوق دريافت مي‌كند. برخي روزها كه بايد بنا به خواست پيمانكار سریعتر از موعد سركار باشيم از چند روز قبل به ما خبر مي‌دهند كه به‌طور مثال فلان روز از ساعت ۵ صبح بايد بياييد يا اينكه در برخي ايام، شب‌ها بيشتر مي‌مانديم تا خيابان‌ها را نظافت كنيم.

او در جواب به اين سوال كه آيا بابت اين ساعات اضافه كاري هم دريافت مي‌كند، خاطرنشان مي‌كند: اضافه كار به ما نمي‌دهند ما در همه روزهاي ماه سركار هستيم. یقیناً انها گفتند دو روز مرخصي داريم، اما نمي‌دهند اگر مرخصي هم بخواهيم برای مثال براي مريضي يا اگر كسي فوت كند بايد از قبل بگوييم. شب عيد از ساعت ۴ صبح مي‌آمديم تا ۴ بعدازظهر، در واقع ۱۰ الي ۱۲ روز اين‌طوري آمديم انها گفتند ۲ تومان اضافه كار مي‌دهند كه ندادند.

يكي از مشكلات كارگراني كه با پيمانكاران كار مي‌كنند، قراردادهاي آنهاست. رضا درمورد قراردادش با پيمانكاراني كه در اين زمان با آنها كار كرده است مي‌گويد: يك‌بار يكي از پيمانكاران به ما يك كاغذ داد و او گفت برگه را امضا كنيد و انگشت بزنيد، گفتم چيزي كه ننوشتيد او گفت شما امضا كن ما خودمان آن را پر مي‌كنيم من امضا نكردم و گفتم اگر قرار است چيزي را امضا كنم اول بنويسيد من بخوانم و سپس آن را امضا مي‌كنم. او ادامه مي‌دهد: پيمانكاران قبلي مي‌نوشتند شما كارگر ساده هستيد و يك سري توضيحات هم مي‌دادند كه ما امضا مي‌كرديم اما او فقط نوشته می بود شما رفتگر هستيد و مي‌او گفت امضا كن؛ ما هم امضا نكرديم و سپس به ما مي‌انها گفتند كه اگر امضا نكنيد اخراج مي‌شويد؛ براي همين ما به ناحيه رفتيم و به رييس ناحيه اعتراض كرديم كه پيمانكار يك برگه خالي گذاشته پيش‌روي ما و به ما مي‌گويد امضا كنيد و وقتي ما اعتراض كرديم انها گفتند كه ما خودمان آن را پر مي‌كنيم ناحيه به ما او گفت برويد پيگيري مي‌كنم ما هم رفتيم اما بعدا ديگر به ما چيزي نگفتند.

 

يكي از پيمانكاران ۴ ماه بيمه براي ما رد نكرده می بود

رضا درمورد مشكلاتش با يك پيمانكار ديگر مي‌گويد: از يك پيمانكار ديگر نيز شكايت كرديم كه تقريبا يكسال سنوات وحق اولاد و… را به ما نداده می بود و ما شكايت كرديم الان هم شكايت ما از اداره كار بيرون آمده و الان در يكي از شعب خدمات قضايي در حال بررسي است.اين پيمانكار ديگر با ما كار نمي‌كند اما شكايت ما تا این مدت به نتيجه نرسيده است. يكي از پيمانكاران هم در سال‌هاي قبل ۴ ماه بيمه براي ما رد نكرده می بود و ما سپس شكايت كرديم يك پيمانكار ديگر هم كه آمد دو ماه بيمه ما را رد نكرد و وقتي ما اعتراض كرديم او گفت حق بيمه را رد مي‌كنم. او كه در يكي از شهرستان‌هاي نزديك تهران زندگي مي‌كند، در جواب به اين سوال كه چند زمان است در تهران پاكباني مي‌كند، مي‌گويد: نزدیک به ۷ سال است كه در تهران پاكبان هستم قبل از آن كارم قالي‌بافي می بود كه خوشبختانه در آنجا كامل بيمه‌ام پرداخت شده می بود، اما در اينجا به مشكل برخورديم. اداره كار حرف های براي يكسال ۳۴ ميليون براي ما كم ريخته‌اند كه شامل چند ماه حق بيمه و سنوات است. ما به شهرداري شكايت كرديم انها گفتند برويد از پيمانكار شكايت كنيد و ما هم رفتيم شكايت كرديم و تا این مدت به جايي نرسيده‌ايم.

اين پاكبان مي‌گويد: همسر و فرزندم در تهران نيستند و من گاهي اوقات شب‌ها اينجا در خوابگاه مي‌مانم. در شهرستان ۴ ميليون تومان كرايه مي‌دهم. سپس از اينكه ناچار شدم كارگاه قالي بافي را جمع كنم به شهرداري همان شهر خودمان براي كارگري مراجعه كردم اما آنجا كارگر نمي‌خواستند و براي همين به تهران آمدم. والا اين حقوق‌مان كه كفاف زندگي را نمي‌دهد اما با آن مي‌سازيم، حقوق كارگري است و چاره‌اي نداريم.

 

گاهي اوقات همكارانم براي گذران زندگي ضايعات جمع مي‌كنند

اكبر يكي ديگر از اين پاكبانان در رابطه شرايط كار و حقوقي كه دريافت مي‌كنند، مي‌گويد: در خانه پدري‌ام زندگي مي‌كنم و اجاره‌نشين نيستم اما همكارانم با اين مشكل روبه رو می باشند و بيشترشان اجاره‌نشين می باشند و با اين حقوق خرج‌شان به دخل‌شان نمي‌رسد و براي اينكه خرج‌شان برسد ضايعات جمع مي‌كنند.

او ادامه مي‌دهد: همسرم بيمار است و يكي از پسرانم در خرج و مخارج درمان مادرش به من كمك مي‌كند وگرنه با اين حقوق نمي‌توانيم از بعد هزينه درمان برآييم. ما به ندرت مي‌توانيم ميوه بخريم و طبق معمول ماهي يك بار مرغ مي‌خريم. شايد ماهي يك‌بار ميوه بخريم آن هم اگر بتوانيم. اكبر درمورد قراردادش با پيمانكاران مي‌گويد: يك پيمانكار كه مي‌آيد وقتي زمان قراردادش با شهرداري همه مي‌بشود، سه ماه آخر را نمي‌دهد همكاران ما شكايت هم كردند اما دست‌شان به هيچ جا نرسيد.

دسته بندی مطالب

مقالات کسب وکار

مقالات تکنولوژی

مقالات آموزشی

سلامت و تندرستی

[ad_2]