بیش از دو هفته از وعده سازمان هواشناسی درباره رسیدن سامانه بارشی به تهران میگذرد اما هنوز خبری از بارندگی نیست.
آلودگی هوای تهران در شرایط قرمز قرار گرفته و مسوولان همچنان از سوخت مازوت و بنزین بیکیفیت استفاده میکنند.
منبع این میزان آلودگی در تهران و کلانشهرهایی مانند اصفهان همچنان نامشخص است.
مسئولان به جای اقدام عملی، مبحث دزدی ابر را مطرح کردهاند که پایه علمی ندارد.
در حالی که مدارس باز هستند و کودکان به مدرسه میروند، کمیته اضطراری جلسه تشکیل نمیدهد.
شهرداری و سازمانهای موظف به اجرای قانون هوای پاک سکوت کردهاند و از رئیس دولت هم خبری نیست.
چند نفر دیگر باید جان بگذارند، چند جنین سقط شود و نوزادان با مشکلات به دنیا بیایند تا مسوولان بپذیرند که شهرها جای نفس کشیدن ندارند.
بیتدبیری و بیتوجهی به سلامت از کجا ریشه میگیرد؟ ادعای اجرای قانون جوانی جمعیت در حالی که زیرساختهای مناسب فراهم نشده است.
کارگران و کارمندان مجبورند در این هوا حضور یابند، چرخ اقتصاد لنگ میزند و تعطیلی برای سلامت در دستور کار نیست.
ترافیک سنگین و ماشینهای غیراستاندارد با سوختهای بیکیفیت، شرایط را بدتر میکنند.
مسئله دزدی ابر نیست، بیمسئولیتی مسوولانی است که مسائل حیاتی را نادیده میگیرند.
جان انسانها اهمیت خود را از دست داده و مردم متوجه شدهاند که جانشان برای مسوولان ارزشی ندارد.
اختلاسهای میلیاردی نادیده گرفته شده در حالی که بخشی از آن میتوان بود اعتبار قانون هوای پاک را تامین کند.
این شرایط تا کی ادامه دارد؟ تا زمانی که مردم در خیابانها نتوانند نفس بکشند و اورژانسها پر از بیماران تنفسی شود.
سیستم درمانی هم قادر نیست با این حجم مشکلات مقابله کند، کمبود کادر در بیمارستانهای خصوصی و دولتی حس میشود.
تا کی مردم باید در این شرایط بغرنج نفس بکشند؟