[ad_1]
نوشته و ویرایش شده توسط مجله ی کویر دانش
کد خبر: ۲۸۳۸۲۶
تاریخ انتشار کردن: پنجشنبه ۰۵ تیر ۱۴۰۴ – ۱۲:۵۳
به نقل از بهداشت نیوز به نقل از سراج۲۴؛ آتش بس، آنطور که رسانهها امروز با احتیاط اظهار کردند، بین ایران و اسرائیل برقرار شده است، پشت درهای بسته از مسقط تا دوحه و از سطوح اطلاعاتی تا ردههای ارشد امنیت ملی، توافقی نانوشته شکل گرفته نه تلآویو از خطوط قرمز فراتر رود نه تهران از مرزهای تهدید عبور کند، یک توافق شکننده که زیاد تر همانند به مکثی در یک نزاع است تا پایانی برای آن.
اما چرا این چنین آتشبسی نمیتواند بهتنهایی ضامن صلح باشد؟ چرا باید ایران بلافاصله این آتشبس را به شورای امنیت ببرد و چرا نباید سرنوشت امنیت ملی سرزمین فقطً در مشت دونالد ترامپ باقی بماند؟
دونالد ترامپ امروز با همان بیثباتی دیروز داخل صحنه شده است، از یک سو در نقش میانجی ظاهر میبشود و از نظر دیگر با گشودن دست نتانیاهو برای دعوا میدان را به آتش میکشد، ترامپ هیچگاه دشمن دیپلماسی نبوده اما هیچ زمان وفادار به صلح هم نبوده است، او با پنج دور مذاکرهی محرمانه با ایران از طریق عمان و قطر بستر یک نمایش دیپلماتیک را فراهم کرد، اما در همان حال فرماندهان نظامیاش چراغ سبز دریافت کردند تا در صورت لزوم نطنز و فردو و اصفهان را از کار بیندازند.
دوگانگی خطرناک
میانجیگریای که فاقد مکانیسم ضمانت باشد چیزی جز پلتفرم فریب نیست، ترامپ از یک سو خود را ناجی صلح معارفه میکند و از نظر دیگر اجازه میدهد اسرائیل زیر پوست آتشبس عملیات اطلاعاتی سایبری و گاه پهپادی خود را ادامه دهد، ایران نمیتواند و نباید فقطً به این نوع آتشبس دلخوش کند، اگر ایران این آتشبس را تنها یک پیروزی تاکتیکی بداند و برای نهادینهسازی آن کاری نکند فردا همین پهپادهایی که بیصدا پرواز کردند امکان پذیر آتش بگشایند.
نظر باید روشن، صریح و راهبردی باشد
آتشبس ایران و اسرائیل باید به سندی بینالمللی تبدیل بشود، تهران باید ورای آنچه در کانالهای مخفی دیپلماسی جریان دارد قطعنامهای به شورای امنیت اراعه کند که مفاد آن شفاف و الزامآور باشد، لذا الزام اسرائیل به توقف کامل تجاوز به حریم هوایی و زمینی ایران، توقف عملیات اطلاعاتی، ترور موثر و خرابکاری در تأسیسات غیرنظامی، تشکیل یک گروه ناظر بینالمللی برای پایش آتشبس، تحت نظارت سازمان ملل و تهدید به عمل های تلافیجویانه در صورت نقض با پشتوانه حقوقی باشد.
بعد این چنین قطعنامهای حتی اگر با وتوی آمریکا یا بیاعتنایی انگلیس روبه رو بشود تاثییر خود را خواهد گذاشت و بار مسئولیت نقض احتمالی آتشبس را از دوش ایران برمیدارد و به فرد روبه رو منتقل میکند.
مثالهای شبیه در تاریخ معاصر نشان دادهاند که حتی خصمانهترین روابط نیز، بعضی اوقات به واسطهی یک سند حقوقی داخل مسیر مدیریتشده خواهد شد، در جنگ کره، اگرچه هیچ زمان صلح نهایی امضا نشد، اما «توافق آتشبس پانمونجوم» با امضای نظامی و ثبت بینالمللی، خط مرزی را برای دههها تثبیت کرد، در سودان جنوبی یا حتی در بحران اتیوپی–اریتره، آتشبسها بدون سند حقوقی به شدت فروپاشیدند، در حالی که هر جا قطعنامهای از سوی شورای امنیت ضمیمهی توافقها شد، امکان مداخلهی سریع بینالمللی و مهار بحران وجود داشت – یقیناً بهجز دولت اسرائیل این یاغیِ قانونگریز در جامعهی بینالمللی.
ایران نباید فقط به الگوی «اعتمادسازی محرمانه» اکتفا کند. تواناییی تلخ برجام نشان داد که حتی یک توافق امضاشده بین چند قوت جهانی، در فقدان ضمانت اجرایی، میتواند بیتاثییر بشود چه برسد به آتشبسی که حتی روی کاغذ هم نیامده است.
ترامپ بازیگر لحظهها است نه ساختارها
همان گونه که در یک توییت امکان پذیر خواهان مذاکره با ایران بشود در همان روز میتواند عرصهی یک دعوا را نیز فراهم کند، شخصیتی که سیاست خارجیاش تابع علتحقوق بینالملل نیست، بلکه تابع رسانه، نظرسنجی، و جلب دقت افکار عمومی است.
مادامیکه عملیات خرابکارانه در نطنز و اصفهان یا ترور در خیابانهای تهران را «دفاع پیشدستانه» بنامد، آتشبس تنها یک زمان تنفس است نه صلح واقعی.
ایران اکنون باید یک قدم جلوتر برود، ورود به شورای امنیت ولو با پیشبینی مخالفتها، یعنی برگشت دادن بازی به زمینی که تا این مدت قواعدی در آن وجود دارد، باید بازی را از دست انحصاری ترامپ و نتانیاهو خارج کرد.
صلح را باید دزدید، نه گدایی کرد و آنچه امروز از آتشبس باقی مانده، تنها یک زمان است، یا این زمان نهادینه میبشود، یا بار دیگر باید چشم به راه اف-۳۵ها و پهپادهای بینام در آسمان ایران باشیم.
فاطمه حیدری – مدرس سواد رسانه
دسته بندی مطالب
[ad_2]